تبليغاتX
اندیشک های من

منتقل شد به نشانی‌  دیگری.

+ نوشته شده در Thu 6 Aug 2009ساعت 3:2 توسط ح.ک |

به احترام خون، به احترام برادرم، به احترام خواهرم.... تا اطلاع ثانوی تعطیل است.
+ نوشته شده در Wed 17 Jun 2009ساعت 6:9 توسط ح.ک

خدایا!

خودت به خیر کن این وضعیت ما رو.

+ نوشته شده در Mon 15 Jun 2009ساعت 14:49 توسط ح.ک |

دوباره تو فرودگاه دوبی هستم. البته بازگشت! همه چیز زود میگذره. خدا کنه این چهار سال هم زود بگذره :(

+ نوشته شده در Sun 14 Jun 2009ساعت 5:30 توسط ح.ک

بدان که این حال، غرایب احوال است و عجایب اقوال که در بلاد ما ولوله باشد به جهت برگزیدن کسی تا حکم راند به سنوات اربعه.

عده ای بر خیابان باشند و سبز پوشند و گره زنند بر بازوان. عده ای دگر  قال و قیل کنند و بی ترس و تمجید دیگری کنند. و باقی-علی الظاهر- ول بگردند.

مردم بعد از یوزارسیف -یا زلیخا- دیگر به گرد هم تلویزیون ندیدندی تا مناظرات بیامد و همه بدیدند. گویند مناظرات سبکی است چون درام (البته نه آنچه می نوازند) و مردمان هم گریند و هم خندند. منتها بعضی به چیزی گریند و دیگران به همان خندند. و این احوال سخت غریب بود.

و باشد که اوضاع به کام شود ان شا الله

+ نوشته شده در Mon 8 Jun 2009ساعت 9:10 توسط ح.ک |

داشتم وسایلم رو مرتب می کردم که توی یاد داشت هام به شعر دیدم که خیلی خوشم اومد:

به نامرادی ما و مراد خویش مبال                      که نه مراد تو ماند نه نامرادی ما

+ نوشته شده در Sat 30 May 2009ساعت 16:14 توسط ح.ک |

عصبانیت حق آدم است. عصبانیت چیزی نیست که نادیده اش گرفت. مخصوصا وقتی با ناراحتی همراه می شود. مخصوصا وقتی نمی دانی حق داری یا نه. مخصوصا وقتی نمی خواهی عصبانی شوی ولی هستی.

همیشه می گویند "این نیز بگذرد". می رویم تا ببینیم چه می شود.

+ نوشته شده در Wed 27 May 2009ساعت 20:42 توسط ح.ک |

تو فرودگاه دوبی نشستم! پر ایرانیه!!!

پشت سرم چند نفر نشستن که دارند مسائل سیاسی دنیا رو تحلیل می کنن! انگاری شبکه خبر!

ما خیلی با حالیم ها! همه ایرانیها (من جمله من و شما!!!) آخر بحث سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، هنری، اجتماعی، علمی، پزشکی، مهندسی، کارگری، بقالی، چقالی و قس علی هذا هستیم!

بابا بی خیال. شما به زندگی خودت برس سیاست دنیا با من!

راستی! موضوع بحثشون عوض شد!

 

+ نوشته شده در Fri 15 May 2009ساعت 2:41 توسط ح.ک |

بیایید یاد بگیریم که خودمون رو نباید جای خدا بذاریم و در مورد دیگران قضاوت کنیم. بیایید باور کنیم که ما کسی نیستیم  که بهشت و جهنم را تقسیم می کنه. دیگه نپرسیم که "ادیسون" به بهشت می ره یا نه. باور کنیم که این سوال ها اصلا موضوعیت ندارن.

بیایید بپذیریم که همونقدر که ما مستحق احترامیم دیگران هم هستن. بپذیریم که هر کسی می تونه  هر چقدر دوست داره مذهبی باشه یا لا مذهب، تا به ما آسیب نرسونده، عقیدش هیچ ربطی به ما نداره. باورمون بشه که قرار نیست همه به چیز هایی که ما معتقدیم پایبند باشن.

بیایید یاد بگیریم که به مخالفمون هم احترام بذاریم چون انسانه.

بیایید فراموش کنیم که ملاک همه چیز توی دنیا ما هستیم.

بیایید یک کم، فقط یک کم، خوب تر بشیم.

+ نوشته شده در Tue 12 May 2009ساعت 9:58 توسط ح.ک |

دوران شگفتی آوری شده این دوران ما. دورانی که صدای قطار و هواپیما دلنشین تر از شر شر آب است و هیاهوی آبشار. سیمان و بتون شده پس زمینه عکسهایمان. دشت ها -که زمانی زمین خدا بودند- یا ملک خصوصی اند که قدم در آن گذاشتن قدغن یا "پارک" که باید با ساخته دست بشر زیبایشان کرد وگرنه دشت که زیبایی ندارد!

دورانیست! درخت را می برند و جایش آهن می کارند. دیگر گرمی نفس نوازنده ای زبردست از نی و فلوت برون نمی آید یا اگر هم بیاید بر دل عوام نمی نشیند که یارای مسابقه با صدای دیافراگم هدفون ام-پی-تری پلیر را ندارد.

دورانی شده که حتی گلدان ها دیگر سفالی نیستند ولی رنگ سفالشان می زنند مگر زمین گول بخورد و آلوده نشود! دورانی شده که کتاب را هم باید روی موبایل ریخت تا خوانده شود. 

دیگر کسی در کوچه بازی نمی کند. دیگر صدای قهقه پسر بچه های کوچولو و دختر کوچولو های چهار پنج ساله را از پنجره نمی شنوی. دیگر دعوای دل انگیز اول صبح تو و آفتاب، آنگاه که بر پشت بام کاهگلی خانه مادر بزرگ خوابیده ای تکرار نمی شود. چه لذت بخش بود آنکه می دانستی همیشه آفتاب است که می برد اما تو می جنگیدی. با سلاح "پتو" که بر سر خود می کشیدی  و بعد از چند دقیقه کلافه بلند می شدی و غرغر کنان از راهپله تاریک پایین می آمدی و صبحانه بود که انتظارت را می کشید. دیگر کسی منتظر خرماهای خوشمزه سر نخل نیست که تابستان بیاید و از نردبان بالا برود خرما ها را بچیند و همه با هم رسیده ها و نرسیده ها را سوا کنند.

قضیه شده دانلود و پی-اس و این چیز ها.

ولی هنوز زندگی زندگی است. با همه اینها هنوز شب ها جیرجیرک ها می خوانند.

 

+ نوشته شده در Wed 6 May 2009ساعت 6:17 توسط ح.ک |